آستانه پایین تحمل درد در دنیای امروز، چه کنیم؟
۷ اردیبهشت, ۱۳۹۸
آیا ماساژ درمانی و درمان‌های دستی فقط برای جسم شما مفید است!
۷ اردیبهشت, ۱۳۹۸
نمایش همه

آیا داشتن انگیزه برای ورزش کردن کافی است؟

پست قبلی درباره این بود که بسیاری از ما آستانه تحمل پایینی نسبت به شرایط سخت داریم.

این مقاله  درباره این است که ما چقدر برای انجام کارهای سخت، ناراحت کننده یا دردناک انگیزه داریم و مهم نیست که چقدر فکر می کنید که انگیزه دارید، چون احتمالا ما به نوعی تنبل هستیم.

اما قبل از آنکه از این حرف عصبانی شوید، بگذارید در این باره کمی توضیح دهیم.

ما می دانیم که هر کدام از ما تنبل هستیم، زیرا تمام انسان ها به ذات تنبل هستند.

حتی مشتاق ترین، پرانرژی ترین و سخت کوش ترین افراد به گونه ای راحت طلبی و تنبلی را درون خود دارند، زیرا روند تکامل به ما آموزش داده شده است که راحت طلب بودن مزایای زیادی دارد و ذخیره کردن انرژی در هر زمانی که ممکن باشد هوشمندانه است.

این موضوع برای تمام موجودات روی کره زمین یکسان است.

برای مثال شما شیری را نمی بینید که بین وعده های غذایی اش به پیاده روی برود، یا گوریلی را پیدا نمی کنید که از روی عادت گاهی اوقات حرکات پرس آپ انجام دهد و یا فیلی که در اوقات فراغت اش ورزش کند.

در طبیعت شما هیچ موجودی را نمی بینید که کاری انجام دهد مگر آنکه مجبور باشد.

برای آنکه انسان مجبور شود که کاری را انجام دهد که نیاز به صرف انرژی زیادی دارد، نیاز به محرکی دارد که باعث شود که طوری عمل کند که گویی برای زنده ماندن درحال فراراز یک حیوان درنده است.

یا از روی گرسنگی به دنبال شکار چیزی برای خوردن است و یا می خواهد برای تولید مثل رابطه جنسی داشته باشد.

وادار کردن یک انسان به صرف کردن انرژی، بدون آنکه موضوع برطرف کردن غرایز اصلی او باشد، واقعا کار بسیار مشکلی است.

برای مثال بسیاری از افراد می دانند که ورزش کردن به طور منظم به دلایل بسیاری برایشان مفید است.

اما هنوز علی رقم دانستن این موضوع بسیاری از افراد اصلا ورزش نمی کنند و این شرایط در حال بدتر شدن است.

در گزارش نگران کننده ای که اخیرا منتشر شد، مشخص شد که در حال حاضر در انگلستان مدت زمانی که اکثرافراد هر هفته روی صندلی توالت می گذرانند، بیشتر از مدت زمانی است که ورزش می کنند.

موجودات از ورزش کردن دوری می کنند!

انگار روند تکامل ما بر علیه ما کار می کند.

به سادگی باید بگوییم که این روزها انگیزه هایی که برای ذخیره کردن انرژی وجود دارند خیلی قوی تر از انگیزه های موجود برای صرف کردن آن هستند.

بنابراین آیا برای تغییر این وضعیت به تنها چیزی که نیاز داریم افزایش انگیزه ها برای صرف کردن انرژی است؟

اما دیگر موجودات زیادی وجود ندارند که در تلاش برای خوردن ما باشند و ما دیگر نیاز نداریم که برای آنکه از گرسنگی نمیریم و به دنبال شکار برویم و یا به دنبال جفت بگردیم.

اکثر انسان ها در دنیای امروز در یک محیط اجتماعی امن زندگی می کنند و دسترسی آسانی به مواد غذایی زیاد و افرادی از جنس مخالف در جامعه دارند.

اساسا دنیای مدرن ما محرک هایمان برای صرف کردن انرژی را از بین برده است.

دلیل دیگر برای اینکه چرا بالا بردن انگیزه راه حل مناسبی نیست، این است که انگیزه واقعا محرک  ضعیفی برای انجام کارها به طور پیوسته است.

انگیزه ها معمولا خیلی محدود هستند در حقیقت به استثنای بعضی شرایط خاص و تنش زا،  انگیزه های ما معمولا خیلی سریع از بین می روند.

فقط کافیست به  میلیون‌ها صفحه در شبکه های مجازی اینستاگرام، گوگل فیس بوک و تویترمتعلق به پزشکان، مربی های ورزشی، فیزیوتراپیست ها و ستاره گان دنیای ورزش سری بزنید تا پست ها، عکس ها و ویدیو های انگیزشی که برای تشویق دیگران به تحرک و ورزش کردن بیشتر گذاشته اند را ببینید.

اما این چیزها هیچ اثری نداشته است و اگر هم داشته باشد تاثیر آن فقط برای یک مدت کوتاه است.

شاید تاثیری که انگیزه در وادار کردن افراد به ورزش کردن بیشتر دارد، درست به اندازه  دادن یک تکه بزرگ شکلات به آنها باشد.

پس احتمالا ما باید فکر کردن درباره انگیزه را کنار بگذاریم و بیشتر بر روی نظم تمرکز کنیم.

 خیلی‌ها فکر می‌کنند که انگیزه و انضباط یکی هستند. اما این طور نیست.

انگیزه بر مبنای این گونه فرضیات ایجاد می شود که برای کامل کردن یک وظیفه یا انجام یک کار، داشتن یک حالت ذهنی یا احساسی خاص  ضروری است.

انگیزه مربوط به تلاش کردن برای دوست داشتن انجام کار هاست. انضباط یعنی کاری را انجام دهید حتی اگر آن را دوست نداشته باشید.

افراد بسیاری به رسیدن به این تشخیص و درک نیاز دارند که انضباط یک مهارت کلیدی برای پیشرفت در زندگی است واگر بتوانند در برقرار کردن نظم در زندگی شان پیشرفت کنند، می توانند در هر چیز دیگری نیز پیشرفت کنند حتی در ورزش کردن.

زمانی که انضباط  یک عادت شود، دیگر برای ورزش کردن به طور منظم، دیگر نیازی به انگیزه داشتن نیست.

البته اگر فرد انگیزه‌هایی هم دراین باره داشته باشد، بسیارعالی است، اما نباید به آن تکیه شود، چرا که انگیزه سریع از بین خواهد رفت.

حتی اگر فرد واقعا ورزش کردن را دوست داشته باشد که به احتمال زیاد خیلی خوش بینانه است.

خیلی ها ممکن است دوست داشته باشند که ورزش های مختلف زیادی را انجام دهند مثل راگبی، فوتبال، بدنسازی و یا دویدن و بلند کردن اجسام سنگین بعضی ها فرهنگ احساس جوایز و حتی بوی ورزش کردن را دوست دارند اما علی رغم تمام این ها زمان های زیادی وجود دارند که آنها انگیزه ای برای ورزش کردن ندارند، شاید فقط به آن دلیل که روز بدی را در محل کار داشته اند، خسته بوده اند، درد داشته اند و یا سرشان  شلوغ بوده است.

این چیزها انگیزه برای ورزش کردن را کم می کنند و یا  کاملاً از بین می برند.

اما بعضی دیگر علی رغم اینکه هیچ انگیزه ای در اکثر مواقع ندارند، به ورزش کردن ادامه می‌دهند، نه به خاطر این که دلشان می خواهد، بلکه به این دلیل که آنها می‌دانند که به آن احتیاج دارند.

این تفاوت بین انگیزه و انضباط است و این چیزی است که باید به بیماران وعموم مردم آموزش داده شود، ترویج شود و بیشتر بر روی آن تمرکز شود.

مردم نیاز دارند که بدانند انجام دادن خیلی از کارها حتی اگر به دلخواه شان نباشد، برای آنها ضروری و ممکن است.

ممکن است خیلی ها تصور کنند که این طرز فکر نسبت به افرادی که به طور منظم ورزش نمی کنند بسیار ساده انگارانه یا سختگیرانه است.

اما این طور نیست ما فقط می خواهیم این مسئله را روشن کنیم که بالا بردن انگیزه افراد برای ورزش کردن موثر و کافی نیست و نیاز است کار دیگری انجام شود و این کار تشویق کردن افراد به داشتن نظم است.

 در حال حاضر ما می دانیم که این کار آسانی نیست و موانع زیادی بر سر راه وجود دارد اما راه‌هایی وجود دارد که می‌توان از طریق آنها نظم وانضباط را بهتر کرد.

این راهها مواردی مثل تعیین کردن روتین ها، اهداف، پاداش ها، برنامه های پشتیبانی و داشتن یک شبکه ی حمایتی خوب هستند، اما بدون شک بهترین راه برای ایجاد نظم این است که با قدم های کوچک شروع کنید.

تحمل هر تغییری سخت است، اما اگر این تغییر کوچک باشد آسان تر می شود.

یک داستان قدیمی وجود دارد که می گوید  اگر یک قورباغه را در آب جوش بیندازید، سریع  از درون آن می جهد زیرا تفاوت دما خیلی زیاد است.

اما اگر یک قورباغه را در آب گرم بیاندازید و کم کم دمای آب را بالا ببرید تا به نقطه جوش برسد قورباغه به در آب جوش می ماند تا پخته شود!

هرچند که این داستان ممکن است خیلی ظالمانه به نظر برسد، اما نتیجه ای که می‌توانیم از این داستان بگیریم این است که سعی نکنیم شرایط را خیلی سریع و خیلی زیاد تغییر دهیم.

تغییرات کوچکی که پیوسته انجام می شوند، می توانند  به مرور زمان به  تغییرات بزرگ منجر شوند.

برای اینکه به سادگی و به دقت مسئله را روشن کنیم باید بگوییم که بیماران و افکار عمومی باید متوجه شوند که باید ورزش کنند، حتی اگر برایشان سخت، طاقت فرسا  یا دردآور باشد.

اهمیت انجام ورزش هایی که فیزیوتراپیست تجویز می کند

در مواردی که بیماران نشانه های مشکلاتی مانند ضعیف بودن، ناتوانی و نداشتن اعتماد به نفس کافی برای انجام حرکات یا کارها را نشان دهند، فیزیوتراپیست ها ورزش هایی را برای بیماران شان مشخص می کنند.

یک فیزیوتراپیست به بیمار تمرین ها را نمی دهد برای اینکه از انجام این کار لذت می برد یا نفعی برای اون داشته باشد.

 البته نباید دچار سوءتفاهم شوید.

این عالی است اگر فیزیوتراپیست ورزشی را پیدا کند که بیمار از آن لذت میبرد اما در اکثر موارد فیزیوتراپیست نمی‌تواند این کار را انجام دهد و ما در دنیای ایده آلی زندگی نمیکنیم.

 در حقیقت بیماران زیادی وجود ندارند که از انجام اسکات، ددلیفت  یا پرس سرشانه خوشحال باشند.

درست است که بعضی از مربی های حرکات کاربردی و درمانی در فضای مجازی فکر می کنند که این به خاطر تنبلی و بی حوصلگی فیزیوتراپیست هاست که فکر می کنند پیدا کردن تمرینی که بیماران آن را دوست داشته باشند سخت است، اما واقعیت این است که این کار همیشه امکان پذیر یا عملی نیست و یا بهترین کاری نیست که می‌توان انجام داد.

اکثر فیزیوتراپیستهایی که مشتریان زیادی دارند، وقت کافی ندارند تا تمام موانع احتمالی و مشکلاتی که ممکن است به خاطر آنها بیمار نتواند یک تمرین را انجام دهد را  جستجو و بررسی کنند.

همچنین برای اکثر فیزیوتراپیست ها ممکن  یا عملی نیست که  بخواهند ایده های مختلف برای انجام ورزش ها و حرکات مختلف را تجربه کنند تا بهترین روشی را که با  ترجیحات بیمار بیشترین مطابقت  را دارد،  پیدا کنند.

در عوض یک فیزیوتراپیست  باید ورزشی را پیدا کند که به سریع ترین و کارآمد ترین شکل ممکن نتیجه مورد نظر را حاصل کند و بیمار بتواند آن را به نحو موثری انجام دهد.

این به این معنی است که ورزش هایی که انتخاب می شوند تمرین های ساده و شناخته شده ای مثل اسکات، ددلیفت یا پرس سرشانه هستند و نه حرکات هیجان انگیز، شاد و یا رمانتیکی که اکثرا بی اثر هستند.

 خلاصه اینکه، بیماران و افکار عمومی باید درک کنند که آنها نیاز دارند که سطح سلامتی شان را ارتقا دهند یا کیفیت زندگی شان را بهتر کنند و از این رو نیاز دارند کارهایی را انجام دهند که ممکن است دوست نداشته باشند.

کارهایی مثل داشتن رژیم غذایی سالم، زودتر خوابیدن و بیشتر ورزش کردن.

این به این معنی نیست که انجام این کارها همیشه باید سخت و دردآور باشد اما مردم باید درک کنند که زندگی بعضی وقت ها سخت و گاهی اوقات درد آور می شود.

فیزیوتراپی محدوده اندرزگو

فیزیوتراپی ورزش در منزل

به اشتراک بگذارید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *