۵ اشتباه رایج درباره تناسب اندام که نباید مرتکب شوید
۲۴ خرداد, ۱۳۹۸
۶ راه برای کاهش دردهای بدن و عضلات با فیزیوتراپی
۲۶ خرداد, ۱۳۹۸

نوروفیدبک شکل خاصی از بیوفیدبک است که برای نظارت، اندازه گیری و آموزش امواج مغزی در زمان واقعی طراحی شده است و هدف آن کمک به افزایش توانایی افراد در تنظیم عملکرد های مغزی شان است.

در این روش برای اندازه گیری و ضبط فعالیت های الکتریکی مغز از تجهیزات خاصی- معمولا یک الکتروانسفالوگرام (EEG) – استفاده می‌شود.

سپس متخصصان با استفاده از این اطلاعات سعی می کنند تا فعالیت های مطلوب مغز را بیشتر کنند و یا هر ناحیه از مغز که دچار بدتنظیمی شده است را شناسایی و بررسی کنند.

 این روش درمانی که با عناوین دیگری مانند نوروبیوفیدبک، بیوفیدبک EEG ، بیوفیدبک امواج مغزی و نوروتراپی نیز شناخته می شود، یک رویه غیر تهاجمی است و به گفته کسانی که این درمان را انجام می دهند و کسانی که این درمانها بر روی آنها انجام شده است روشی کاملا بی درد و امن است.

تاریخچه و نحوه توسعه نوروفیدبک

 در سال ۱۹۲۴ یک روانپزشک آلمانی به نام هانس برگر با استفاده از یک گالوانومتر بالستیکی و دو الکترود اولین دستگاه ضبط کننده EEG جهان را ساخت تا امواج مغزی یک پسر ۱۷ ساله که قرار بود عمل جراحی مغز و اعصاب داشته باشد را ضبط کند.

بعد از آن برگر ۱۴ مقاله درباره تحقیقاتش بر روی EGG ها منتشر کرد و عبارت های “امواج آلفا” و “امواج بتا” را برای اولین بار ساخت و زمینه‌های مورد نیاز برای کارهای آینده در حیطه های علوم اعصاب، جراحی های مغز و اعصاب و نورو فیدبک را فراهم کرد.

کارهای جو کامیوا و بری استیدمن در سالهای ۱۹۶۰ به پیشرفت نوروفیدبک قابل ملاحظه ای کمک کرد.

کامیوا که به پدر نوروفیدبک مدرن معروف است، تحقیقاتی را بر روی امواج آلفا انجام داد که در این تحقیقات نشان داده شد که مردم می توانند یاد بگیرند که به طور آگاهانه فعالیت‌های مغزشان را کنترل کنند و وارد “حالت آلفا” شوند.

حالت آلفا یک حالت ذهنی است که رابطه نزدیکی با ریلکسیشن و کاهش استرس دارد.

این اولین تایید علمی معتبر در مورد آموزش مغز به روش EEG نوروفیدبک بود که بر روی انسان انجام شده بود.

در سال ۱۹۶۵، هنگامی که استیدمن در حال انجام تحقیقاتی درباره خواب بود، به طور تصادفی متوجه شد که میتوان از طریق پاداش دادن به گربه ها با دادن با غذا، آنها را طوری آموزش داد که بتوانند امواج مغزی شان را افزایش دهند (ریتم EEG بر روی غشای ناحیه حسی حرکتی مغز).

سالها بعد زمانیکه استیدمن در حال انجام بررسی هایی برای ناسا بود و در مورد تاثیرات قرار گرفتن در معرض سوخت مورد استفاده برای رفتن به کره ماه بر سلامتی تحقیق میکرد، متوجه شد که گربه هایی که در آزمایشگاه آموزش دیده بودند، قادر بودند که ریتم حسی حرکتی شان را افزایش دهند و نسبت به تاثیرات غیرقابل کنترل شیمیایی مقاومت بیشتری نشان می‌دادند و احتمال تشنج کردن آنها نسبت به گربه های دیگری که در معرض این مواد بودند، کمتر بود.

طی سالهای ۱۹۷۰ نوروفیدبک توجه افراد فعال در زمینه مدیتیشن که به دنبال رشد معنوی و روشنگری بودند را به خود جلب کرد.

در نتیجه توجه این افراد، این تکنیک اعتبار خود را در میان محققان آن زمان از دست داد و به آن به عنوان یک علم حاشیه‌ای نگاه شد؛ اما در نهایت فواید استفاده از نوروفیدبک در درمان مشکلات ذهنی و کاربرد آن در مسائل پزشکی روشن تر شد.

این تغییر نگاه همراه با پیشرفت هایی که در زمینه تکنولوژی کامپیوتر به وجود آمد، به توسعه این روش کمک کرد تا این روش به عنوان یک تکنیک علمی که امروزه استفاده از آن در درمان های پزشکی و روانی معمول شده است، توسعه پیدا کند.

طرز کار نوروفیدبک چگونه است؟

یک الکتروانسفالوگرام EEG از الکترود ها و سنسورهایی استفاده می کند که برای اندازه گیری فعالیت مغزی بر روی پوست سر قرار می گیرند.

این الکترود ها و سنسور ها الگو های الکتریکی در سطح پوست سر را دنبال می کنند. این اندازه گیری ها نشان دهنده فعالیت های کورتکس مغز فرد یا امواج مغزی او هستند.

امواج مغزی

۴ نوع اولیه از امواج مغزی وجود دارند:

امواج بتا

سریع هستند، دامنه کوچکی دارند و مربوط به حالت هایی مانند گوش به زنگ بودن، هیجان و همچنین فعالیت های فکری و شناختی هستند.

امواج آلفا

آهسته تر هستند، نسبت به امواج بتا دامنه بزرگتری دارند و مربوط به عدم تحریک ذهنی، یادگیری و هماهنگی ذهنی، یادگیری و هماهنگی جسم و ذهن هستند.

این گونه تصور می شود که مدیتیشن، تفکر آرام، انداختن یک وقفه در میان کار یا راه رفتن فعالیت هایی هستند که باعث تولید امواج آلفا می شوند.

امواج تتا

آهسته تر از امواج آلفا هستند و دامنه آنها از امواج آلفا بزرگتر است، مرتبط با حافظه، یادگیری، تجسم شفاف، اطلاعات ناخودآگاه و یک آگاهی افزایش یافته در مورد سیگنال های درونی هستند.

این امواج مغزی معمولا زمانی تولید می‌شوند که فرد در حال انجام یک وظیفه تکراری و پیوسته است که در آنها ذهن ممکن است از آن کار منحرف شود.

امواج دلتا

آهسته ترین امواج مغزی است هستند و بزرگترین دامنه را دارند. این امواج با خوابهای عمیق بدون رویا، بازسازی و بهبود در ارتباط هستند.

 مغز انسان طوری طراحی شده است که با محیط ها، حالت ها و فعالیت های مختلف سازگاری پیدا کند.

در حالی که ممکن است هنگام انجام یک فعالیت مشخص، مغز بیشتر تحت تاثیر یک نوع از امواج مغزی قرار داشته باشد، اما انواع دیگر امواج هنوز فعال هستند ولی فعالیت آنها در سطوح پایین تری است.

بعضی از عوامل ممکن است در بدتنظیمی مغز دخیل باشند. مغزی که دچار بدتنظیمی شده است ممکن است زمانی که باید آرام باشد بیش از حد فعال باشد و زمانی که باید متمرکز باشد، در حالتی غیر حساس و غیر برانگیخته باشد.

اگرچه مغز خودش کارهایی را برای اصلاح کردن این نوع مشکلات انجام می دهد، در مواردی که در طول زمان تنظیمات اصلاحی توسط مغز انجام نشود، فعالیتهای نامنظم مغز ممکن است همیشگی شوند.

نوروفیدبک به افرادی که دچار بد تنظیمی عصبی هستند کمک می کند تا یاد بگیرند که چگونه مغزشان را بازآموزی کنند و دوباره به بهترین عملکرد عصبی دست پیدا کنند.

در طول درمان، فعالیت امواج مغزی شخص دنبال می شود و این اطلاعات با سیگنال های بصری و یا شنیداری به خود فرد نشان داده میشوند.

این سیگنال ها به شخصی که در حال درمان شدن است کمک می کند تا بفهمد که چه زمانی امواج مغزی مطلوب و نامطلوب تولید می‌شوند و افراد تدریجاً یاد می‌گیرند که چگونه در هر شرایطی به طور آگاهانه تولید امواج مغزی مطلوب را به حداکثر و تولید امواج مغزی نامطلوب را به حداقل برسانند.

استفاده از نوروفیدبک برای درمان

نوروفیدبک برای درمان

 نوروفیدبک معمول ممکن است بین ۳۰ تا ۶۰ دقیقه طول بکشد و جلسات ممکن است دو یا سه بار در هر هفته تکرار شوند.

تجربه نوروفیدبک احتمالا با توجه به وسایلی که استفاده می شوند، متفاوت خواهد بود. تجهیزات بعضی مراکز به یک مانیتور کامپیوتر، دو سنسور امواج مغزی، دو سنسور مخصوص گوش و یک پایه محدود می شود.

بعضی مراکز دیگر ممکن است از یک کلاه ویژه که ۱۹ سنسور در آن تعبیه شده است استفاده کنند.

این کلاه ویژگی های خاصی را ارائه می دهد که می‌تواند به آموزش همزمان چند قسمت از مغز کمک کند.

به علاوه بعضی تجهیزات ممکن است آموزش نوروفیدبک را به شکل یک بازی ویدیویی ارائه دهند. به طوری که بر فعالیت های مغز فرد در حال انجام بازی نظارت می شود.

بعضی تجهیزات دیگر ممکن است از بعضی از سیستمهای آموزش مغز که نیازی به هیچ فعالیت یا ورودی آگاهانه ندارند استفاده کنند؛ فرد مورد درمان به سادگی می‌نشیند و به مانیتور نگاه می‌کند.

 علیرغم وجود این تفاوت ها، ویژگی هایی که در تمام جلسات نوروفیدبک یکسان هستند، عبارتند از اینکه در این جلسات از هیچ نوع شوک الکتریکی استفاده نمی شود، هیچ چیزی وارد بدن بیمار نمی شود و انجام تمام پروسه بدون درد است.

 نوروفیدبک چگونه می تواند به بیماران کمک کند؟

 نوروفیدبک به مغز کمک می کند تا به بهترین عملکرد خود برسد.

طرفداران این روش باور دارند که افرادی که درمان می‌شوند اغلب می توانند یاد بگیرند که چگونه امواج مغزی خودشان را تنظیم کنند.

از طریق این نوع خودتنظیمی افراد ممکن است قادر شوند که به طور آگاهانه بر وضعیت و عملکرد فعلی مغزشان تأثیر بگذارند.

 درمانگران نوروفیدبک باور دارند که یک مغز تنظیم شده بیشتر به درمان جواب میدهد.

در نتیجه نوروفیدبک به عنوان یک روش درمانی مدرن در بسیاری موارد مورد استفاده قرار می گیرد؛ مثل

  • استرس بعد از حادثه
  • مشکلات احساسی
  • اضطراب
  • افسردگی
  • استرس
  • مشکلات صمیمیت
  • خشم
  • اعتیاد
  • اسکیزوفرنی

درمان صرع، زوال عقل، خستگی و سایر مشکلات خواب نیز ممکن است شامل نوروفیدبک شود.

همچنین چندین مطالعه در مورد استفاده از نوروفیدبک در درمان اختلالات توجه و بیش فعالی انجام شده است.

در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۲ انجام شد، ۹۱ کودک و نوجوانی که دچار بیش فعالی بودند به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند.

افراد در اولین گروه فقط با نوروفیدبک درمان شدند. دومین گروه فقط با درمان های پزشکی درمان شدند و بر روی سومین گروه هر دو درمان پزشکی و نوروفیدبک انجام شد.

در پایان مطالعه والدین گزارش دادند که مشکلات کودکانشان به طور قابل ملاحظه‌ای بهبود پیدا کرده است؛ اما هیچ تفاوت قابل توجهی بین این سه گروه مشاهده نشد.

در آزمایش دیگری که در سال ۲۰۱۳ انجام شد، برای درمان ۴۱ کودک مبتلا به بیش فعالی نوروفیدبک EEG یا پلاسیبو نوروفیدبک ( پلاسیبو به استفاده از روش های درمانی صوری و تلقینی گفته می‌شود که می‌تواند با فریب بیمار اثر مثبتی در روند بهبودی وی داشته باشد) به کار گرفته شد.

با گذشت زمان کودکان هر دو گروه بهبود پیدا کردند، اما هیچ تفاوت قابل ملاحظه ای بین EEG نوروفیدبک و درمانهای پلاسیبو مشاهده نشد.

چند مطالعه دیگری که برای آزمایش تاثیر نوروفیدبک در درمان بیش فعالی انجام شده بودند، نتایج مشابهی را نشان دادند.

 در یک مطالعه مروری که در سال ۲۰۱۲ بر روی شواهد پزشکی موجود انجام شد، محققان دریافتند که نوروفیدبک ممکن است به عنوان یک روش درمانی کمکی در درمان بیش فعالی موثر باشد. اما شواهد کافی برای تایید استفاده از نوروفیدبک به عنوان یک روش درمانی مستقل وجود نداشت. با این وجود تعداد شواهد تایید کننده نوروفیدبک در حال افزایش است. در سال ۲۰۱۲ آکادمی آمریکایی پزشکی اطفال به نوروفیدبک رتبه درجه یک را برای “بهترین ساپورت” در درمان بیش فعالی داد.

 گرفتن مدرک برای اجرای نوروفیدبک

گرفتن مجوز برای اجرای EEG نوروفیدبک از طریق گرفتن مجوز بیوفیدبک از اتحادیه بین المللی صدور گواهینامه بیوفیدبک (BCIA) ممکن خواهد بود و این گواهی نامه برای چهار سال اعتبار دارد.

برای گرفتن مجوزBCIA ، متقاضیان باید یک مدرک قابل قبول در یکی از رشته های مرتبط با سلامت ذهن داشته باشند، دوره آموزش بالینی را بگدرانند و آموزش های مورد نیاز را ببینند، در یک آزمون کتبی دارای مجوز قبول شوند و استاندارد های حرفه ای BCIA و اصول اخلاقی بیوفیدبک را رعایت کنند.

نگرانیها ومحدودیتها

درحالیکه امواج مغزی با حالت های ذهنی در ارتباط هستند، مدرکی وجود ندارد که نشان دهد این حالتهای ذهنی به دلیل این امواج مغزی به وجود می آیند.

طرفداران نوروفیدبک ادعا میکنند که این روش روشی مبتنی بر شواهد است.

اما تعدادی از متخصصان حوزه سلامت ذهن میگویند تحقیقات تایید کننده نوروفیدبک محدود و ضعیف هستند.

در نتیجه بعضی از متخصیص نوروفیدبک را تکنیکی تجربی میدانند که ممکن است اثر بخش باشد ولی باز هم یک روش مورد تایید و معتبر نیست.

 به دلیل نیاز به تجهیزات تخصصی برای EEG بیوفیدبک، افرادی که می خواهند از این تکنیک درمانی استفاده کنند ممکن است در پیدا کردن جاهایی که تجهیزات معتبری برای این درمان دارند، دچار مشکل شوند.

همچنین به نظر میرسد که تعداد کمی از مزایای درمانی وجود دارند که خاص نوروفیدبک باشند.

به علاوه آموزش با نوروفیدبک معمولا به تنهایی انجام نمیشود و فاکتور هایی مانند تهیه یک برنامه درمانی جامع، روان درمانی، اصلاح رفتار، آرام سازی، آموزش کنترل بر خود یا اثر پلاسیبو میتوانند در بهبود فعالیت امواج مغزی دخیل باشند.

چهارمین محدودیت این روش هزینه نسبتا بالای این روش درمانی است؛ به خصوص در مقایسه با دیگر اشکال روشهای درمانی که تاثیرات آنها به روشنی تایید شده است.

پزشکان معمولا حتی مردم را تشویق میکنند که تستهایی را انجام دهند که در برنامه درمانی آنها برنامه ریزی نشده است برای مثال بعضی از درمانگرانی که نوروفیدبک انجام میدهند، ممکن است از الگوریتم های کامپیوتری مختلفی استفاده کنند تا داده های EEG را به منظور تولید داده های qEEG پردازش کنند.

qEEG که گاهی اوقات به آن با عنوان نگاشت مغزی به آن اشاره میکنند، توسط بعضی از متخصصین برای دنبال کردن عملکردهای مغز و چگونگی تغییرات آنها با انجام مداخلاتی مانند آموزش نوروفیدبک مورد استفاده قرار می گیرد.

در حالی که qEEG کاربردهای پزشکی معدودی دارد، به خصوص در هنگام درمان افرادی که دچار بیماری صرع هستند، اما برای انجام نورو فیدبک نیازی به qEEG نیست.

بعضی از درمانگران ممکن است کارهایی فراتر از آنچه در تحقیقات مورد تایید قرار گرفته است را انجام دهند و ادعاهایی داشته باشند که صحت آنها هنوز در تحقیقات عملی مورد تایید قرار نگرفته است.

فیزیوتراپی بیوفیدبک در بی اختیاری ادرار

فیزیوتراپی سکته مغزی

فیزیوتراپی در میرداماد

مزایای درمان با روش بازخورد عصبی یا نوروفیدبک، در درمان آسیب های مغزی

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

-- بارگیری کد امنیتی --