فیزیوتراپی دایان » فیزیوتراپی اندامها » فیزیوتراپی مغز و اعصاب » فیزیوتراپی سکته مغزی » ۱۵ باور غلط درباره فلج مغزی؛ واقعیت درباره درمان، راه رفتن، هوش و طول عمر
۱۵ باور غلط درباره فلج مغزی؛ واقعیت درباره درمان، راه رفتن، هوش و طول عمر
- فیزیوتراپیست علی حیدریان
- آخرین به روزرسانی در ۲۷ شهریور ۱۴۰۵



درباره فلج مغزی هنوز باورهای قدیمی زیادی وجود دارد؛ باورهایی که گاهی شرایط همه کودکان و بزرگسالان مبتلا به CP را یکسان تصور میکنند. برای مثال، بعضی افراد فکر میکنند همه کودکان فلج مغزی نمیتوانند راه بروند، همه آنها ناتوانی ذهنی دارند یا با افزایش سن حتماً وضعیتشان بهطور مداوم بدتر میشود.
واقعیت این است که فلج مغزی یک وضعیت بسیار متنوع است. یک کودک ممکن است تنها در یک سمت بدن دچار محدودیت حرکتی باشد و کودک دیگری برای جابهجایی به وسایل کمکی نیاز داشته باشد. همین تفاوت درباره گفتار، ارتباط، توانایی شناختی، استقلال، تحصیل و فعالیت شغلی نیز وجود دارد.
در ادامه، باورهای غلط درباره فلج مغزی را یکییکی بررسی میکنیم تا مشخص شود کدام تصور با شواهد پزشکی امروز سازگار است و کدام نیست.
- 1. خلاصه باورهای غلط درباره فلج مغزی
- 2. باور غلط اول: فلج مغزی یک بیماری پیشرونده است
- 3. باور غلط دوم: افراد مبتلا به فلج مغزی نمیتوانند مستقل زندگی کنند
- 4. باور غلط سوم: کودکان CP نمیتوانند ارتباط برقرار کنند
- 5. باور غلط چهارم: همه کودکان فلج مغزی ناتوانی ذهنی دارند
- 6. باور غلط پنجم: فلج مغزی در همه افراد به یک شکل است
- 7. باور غلط ششم: فلج مغزی مانع تحصیل، موفقیت و داشتن شغل میشود
- 8. باور غلط هفتم: بیشتر موارد فلج مغزی نتیجه خطای پزشکی هستند
- 9. باور غلط هشتم: والدین کودک مبتلا به CP نمیتوانند از عهده زندگی روزمره برآیند
- 10. باور غلط نهم: کودک مبتلا به فلج مغزی در آینده حتماً طول عمر کوتاهی خواهد داشت
- 11. باور غلط دهم: افراد مبتلا به فلج مغزی نمیتوانند ازدواج کنند یا صاحب فرزند شوند
- 12. باور غلط یازدهم: همه کودکان فلج مغزی نمیتوانند راه بروند
- 13. باور غلط دوازدهم: افراد مبتلا به CP همیشه توان حرکتی کمی خواهند داشت
- 14. باور غلط سیزدهم: فلج مغزی درمانپذیر نیست، پس توانبخشی فایدهای ندارد
- 15. باور غلط چهاردهم: فلج مغزی یک اختلال بسیار نادر است
- 16. باور غلط پانزدهم: بعد از تشخیص فلج مغزی دیگر کاری از دست خانواده برنمیآید
- 17. آیا با بزرگتر شدن کودک، نیازهای توانبخشی او تغییر میکند؟
- 18. آیا فلج مغزی ارثی است؟
- 19. نقش فیزیوتراپی در زندگی افراد مبتلا به فلج مغزی چیست؟
- 20. جمعبندی: واقعیت درباره باورهای غلط فلج مغزی
- 21. برای توانبخشی فلج مغزی راهکارهای مختلفی وجود دارد
- 22. سؤالات متداول درباره باورهای غلط فلج مغزی
خلاصه باورهای غلط درباره فلج مغزی
فلج مغزی یا CP یک اختلال مادامالعمر مرتبط با رشد غیرطبیعی یا آسیب به مغز در حال رشد است که عمدتاً حرکت، وضعیت بدن و کنترل حرکتی را تحت تأثیر قرار میدهد. شدت و نوع علائم از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت است. آسیب مغزی زمینهای در فلج مغزی پیشرونده نیست، اما علائم و تواناییهای عملکردی فرد میتوانند در طول زندگی تغییر کنند. همچنین داشتن CP بهتنهایی به معنی ناتوانی ذهنی، ناتوانی در راه رفتن، ناتوانی در برقراری ارتباط، ناتوانی در زندگی مستقل یا نداشتن آینده تحصیلی و شغلی نیست. در حال حاضر درمانی برای از بین بردن کامل آسیب مغزی زمینهای CP وجود ندارد، اما فیزیوتراپی و سایر خدمات توانبخشی میتوانند با توجه به نیاز فرد به حفظ یا بهبود عملکرد و افزایش مشارکت در زندگی کمک کنند.
باور غلط اول: فلج مغزی یک بیماری پیشرونده است
واقعیت: آسیب مغزی زمینهای که باعث فلج مغزی شده است، پیشرونده نیست. یعنی CP مانند بعضی بیماریهای تحلیلبرنده عصبی به این معنا نیست که آسیب مغزی اصلی بهطور مداوم در حال گسترش باشد.
با این حال، این موضوع به معنی ثابت ماندن شرایط فرد در تمام طول زندگی نیست. رشد کودک، افزایش سن، ضعف عضلانی، درد، خستگی، تغییرات اسکلتیعضلانی، مشکلات مفصلی و کاهش فعالیت بدنی میتوانند بر عملکرد حرکتی اثر بگذارند. بنابراین ممکن است علائم یا تواناییهای فرد در طول زمان تغییر کنند، بدون اینکه خود آسیب مغزی زمینهای در حال پیشرفت باشد.
این تفاوت مهم است؛ چون «غیرپیشرونده بودن CP» با «ثابت بودن عملکرد فرد» یکسان نیست.
بیشتر بخوانید: فلج مغزی چیست؟ تشخیص، علائم و درمان آن
باور غلط دوم: افراد مبتلا به فلج مغزی نمیتوانند مستقل زندگی کنند
واقعیت: میزان استقلال در افراد مبتلا به CP بسیار متفاوت است. بعضی افراد برای بخشی از فعالیتهای روزمره به کمک نیاز دارند، اما برخی دیگر میتوانند بسیاری از کارهای شخصی و اجتماعی خود را بهصورت مستقل یا با کمک محدود انجام دهند.
استقلال فقط به شدت اختلال حرکتی وابسته نیست. توانایی استفاده از دستها، ارتباط، وضعیت شناختی، دسترسی به وسایل کمکی، مناسبسازی محیط خانه و محل کار و حمایتهای اجتماعی هم میتوانند نقش داشته باشند.
در بزرگسالان مبتلا به CP، NICE بر شناسایی موانع مشارکت، حمایت از زندگی مستقل، مناسبسازی محیط و استفاده از فناوریها و تجهیزات کمکی بر اساس اهداف فرد تأکید میکند. بنابراین نباید آینده یک فرد را فقط از روی تشخیص CP یا نحوه راه رفتن او پیشبینی کرد.
باور غلط سوم: کودکان CP نمیتوانند ارتباط برقرار کنند
واقعیت: بعضی کودکان مبتلا به فلج مغزی مشکلات گفتاری یا ارتباطی دارند، اما این به معنی ناتوانی همه کودکان CP در برقراری ارتباط نیست.
ممکن است یک کودک گفتار واضحی داشته باشد و کودک دیگری به دلیل دشواری در کنترل عضلات گفتار به روشهای دیگری برای ارتباط نیاز داشته باشد. این روشها میتوانند شامل تصاویر، حرکات، وسایل ارتباطی یا سیستمهای ارتباط جایگزین و تقویتی باشند.
همچنین مشکل در واضح صحبت کردن الزاماً به معنی مشکل در درک، تفکر یا هوش نیست. در صورت وجود مشکل ارتباطی، ارزیابی فرد توسط متخصص مربوطه و انتخاب روش ارتباطی متناسب با توانایی و نیاز او اهمیت دارد.
باور غلط چهارم: همه کودکان فلج مغزی ناتوانی ذهنی دارند

واقعیت: فلج مغزی بهتنهایی به معنی ناتوانی ذهنی نیست. CP در درجه اول یک اختلال حرکتی و وضعیتی است، اگرچه برخی افراد ممکن است همزمان مشکلات شناختی، یادگیری، گفتار، بینایی یا شنوایی داشته باشند.
بنابراین نمیتوان توانایی شناختی یک کودک را بر اساس ظاهر، نوع راه رفتن یا دشواری او در صحبت کردن قضاوت کرد. ارزیابی شناختی و عملکردی باید بهصورت جداگانه و متناسب با شرایط همان فرد انجام شود.
این نکته برای خانوادهها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا فرض کردن اینکه «کودک CP حتماً از نظر ذهنی مشکل دارد» میتواند باعث نادیده گرفتن تواناییهای واقعی او شود.
باور غلط پنجم: فلج مغزی در همه افراد به یک شکل است
واقعیت: فلج مغزی یک وضعیت واحد با الگوی ثابت نیست. پزشکان بر اساس نوع اختلال حرکتی، الگوی درگیری بدن و ویژگیهای بالینی، انواع مختلفی از CP را توصیف میکنند.
از الگوهای شناختهشده میتوان به فلج مغزی اسپاستیک، دیسکینتیک، آتاکسیک و مختلط اشاره کرد. حتی دو فرد که هر دو تشخیص CP اسپاستیک دارند نیز ممکن است از نظر قدرت، تعادل، کنترل دست، توانایی راه رفتن و نیازهای روزمره تفاوت زیادی داشته باشند.
به همین دلیل، برنامه فیزیوتراپی و توانبخشی باید بر اساس وضعیت واقعی همان فرد طراحی شود و صرفاً بر اساس عنوان تشخیص نباشد.
باور غلط ششم: فلج مغزی مانع تحصیل، موفقیت و داشتن شغل میشود
واقعیت: ابتلا به فلج مغزی بهخودیخود به این معنی نیست که فرد نمیتواند تحصیل کند، مهارتی یاد بگیرد، شاغل شود یا در زمینه مورد علاقه خود موفق باشد.
افراد مبتلا به CP از نظر تواناییهای حرکتی، دستی، ارتباطی، شناختی و میزان استقلال شرایط یکسانی ندارند. علاوه بر تواناییهای فرد، عواملی مانند دسترسی مناسب، محیط آموزشی یا کاری، حمایت اجتماعی، تجهیزات کمکی و شرایط فردی نیز میتوانند بر مشارکت تحصیلی و شغلی اثر بگذارند.
یک مرور منتشرشده در سال ۲۰۲۶ که ۲۹ مطالعه و بیش از ۳۳ هزار بزرگسال مبتلا به CP را بررسی کرده است نیز اشتغال را نتیجه تعامل عوامل مختلف جسمی، فعالیتی، ارتباطی، محیطی و فردی دانسته است. بنابراین نباید آینده تحصیلی یا شغلی یک فرد را فقط از روی تشخیص CP تعیین کرد.
همین موضوع میتواند درباره موفقیت شخصی نیز صدق کند. شدت محدودیت حرکتی لزوماً معیار مناسبی برای پیشبینی توانایی فرد در تحصیل، کار یا مشارکت اجتماعی نیست.
باور غلط هفتم: بیشتر موارد فلج مغزی نتیجه خطای پزشکی هستند

واقعیت: علت فلج مغزی پیچیده و چندعاملی است و نمیتوان بیشتر موارد را صرفاً به خطای پزشکی نسبت داد.
فلج مغزی در نتیجه رشد غیرطبیعی مغز یا آسیب به مغز در حال رشد ایجاد میشود. این اتفاق میتواند پیش از تولد، هنگام تولد، در ماه اول پس از تولد یا در سالهای نخست زندگی که مغز هنوز در حال رشد است رخ دهد.
بر اساس اطلاعات بهروز CDC، حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد موارد CP در گروه فلج مغزی مادرزادی قرار میگیرند و در بسیاری از افراد، علت دقیق آسیب مغزی مشخص نیست. همچنین تصور قدیمی که بیشتر موارد فلج مغزی فقط به دلیل کمبود اکسیژن هنگام تولد ایجاد میشوند، با دانش پزشکی امروز سازگار نیست.
تولد زودرس، وزن کم هنگام تولد، بعضی عفونتها و برخی شرایط پزشکی در دوران بارداری یا نوزادی میتوانند با افزایش خطر CP همراه باشند، اما وجود یک عامل خطر به معنی قطعی بودن ابتلا نیست.
باور غلط هشتم: والدین کودک مبتلا به CP نمیتوانند از عهده زندگی روزمره برآیند
واقعیت: مراقبت از کودکی که به خدمات توانبخشی بیشتری نیاز دارد میتواند چالشبرانگیز باشد، اما این موضوع به معنی ناتوانی خانواده در مدیریت زندگی نیست.
آموزش والدین و مراقبان، برنامهریزی مناسب، همکاری میان اعضای تیم درمان و تطبیق تمرینها با شرایط روزمره خانواده میتواند انجام مراقبتها را آسانتر کند. خانواده نیز ممکن است در مراحل مختلف رشد کودک به حمایتها و راهکارهای متفاوتی نیاز داشته باشد.
هدف توانبخشی فقط کار کردن با خود کودک نیست. در بسیاری از موارد، آموزش خانواده برای انجام صحیح فعالیتهای روزمره، جابهجایی، استفاده از وسایل کمکی و ایجاد محیط مناسب نیز بخشی از فرایند توانبخشی است.
باور غلط نهم: کودک مبتلا به فلج مغزی در آینده حتماً طول عمر کوتاهی خواهد داشت

واقعیت: برای همه افراد مبتلا به فلج مغزی نمیتوان یک عدد ثابت برای طول عمر تعیین کرد. شدت اختلالات حرکتی و برخی مشکلات پزشکی همراه میتوانند بر پیشآگهی اثر بگذارند.
وجود CP بهتنهایی به این معنی نیست که فرد حتماً طول عمر کوتاهی خواهد داشت. بسیاری از افراد مبتلا به فلج مغزی به بزرگسالی میرسند و میزان نیاز به مراقبت و حمایت در طول زندگی میتواند بسیار متفاوت باشد.
در مواردی که ناتوانی جسمی بسیار شدید است و مشکلات پزشکی متعددی مانند اختلالات شدید بلع و تغذیه یا برخی عوارض جدی وجود دارد، خطر عوارض و کاهش طول عمر میتواند بیشتر باشد. به همین دلیل پیشآگهی هر فرد باید با توجه به شرایط پزشکی و عملکردی خودش بررسی شود.
باور غلط دهم: افراد مبتلا به فلج مغزی نمیتوانند ازدواج کنند یا صاحب فرزند شوند
واقعیت: تشخیص فلج مغزی بهتنهایی مانع ازدواج، داشتن رابطه عاطفی یا تشکیل خانواده نیست. افراد مبتلا به CP از نظر تواناییهای جسمی و شرایط زندگی تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند.
برخی افراد مبتلا به CP صاحب فرزند میشوند. در مورد بارداری، شرایط جسمی، داروهای مصرفی، بیماریهای همراه و سطح نیازهای پزشکی فرد باید در نظر گرفته شود و در صورت تصمیم به بارداری، مشاوره پزشکی پیش از بارداری اهمیت دارد.
پژوهشهای جمعیتی جدید نیز نشان دادهاند که زنان مبتلا به CP میتوانند بارداری و زایمان داشته باشند، هرچند ممکن است بسته به شرایط فرد، نیاز به مراقبتهای پزشکی و حمایت بیشتری وجود داشته باشد.
بنابراین نمیتوان از تشخیص CP بهتنهایی درباره توانایی یک فرد برای ازدواج یا فرزندآوری نتیجهگیری کرد.
باور غلط یازدهم: همه کودکان فلج مغزی نمیتوانند راه بروند
واقعیت: توانایی راه رفتن در کودکان مبتلا به CP بسیار متفاوت است. برخی بدون وسیله کمکی راه میروند، برخی برای حفظ تعادل یا طی مسافتهای بیشتر از واکر، عصا یا سایر وسایل کمکحرکتی استفاده میکنند و برخی نیز ممکن است برای جابهجایی به ویلچر نیاز داشته باشند.
الگوی درگیری بدن، کنترل تنه، تعادل، قدرت، دامنه حرکتی و شدت اختلال حرکتی از عواملی هستند که میتوانند روی جابهجایی و راه رفتن اثر بگذارند.
بنابراین از روی برچسب «فلج مغزی» نمیتوان گفت یک کودک حتماً در آینده راه خواهد رفت یا نخواهد رفت. همچنین هدف توانبخشی همیشه فقط «راه رفتن مستقل» نیست. در بعضی افراد هدف میتواند افزایش ایمنی، کاهش خستگی، بهبود جابهجایی یا استفاده بهتر از وسیله کمکی باشد.
باور غلط دوازدهم: افراد مبتلا به CP همیشه توان حرکتی کمی خواهند داشت
واقعیت: شدت محدودیت حرکتی در CP از خفیف تا شدید متغیر است و در همه افراد یکسان نیست.
از طرف دیگر، عملکرد حرکتی فقط با راه رفتن سنجیده نمیشود. کنترل دستها، نشستن، ایستادن، انتقال از تخت به صندلی، استفاده از ویلچر، حفظ تعادل و انجام فعالیتهای روزمره نیز بخشی از عملکرد هستند.
در دوران نوجوانی و بزرگسالی نیز ممکن است درد، خستگی، ضعف یا مشکلات اسکلتیعضلانی روی توانایی فرد اثر بگذارند. بنابراین ارزیابی دورهای میتواند به شناسایی مشکلات جدید و تطبیق برنامه فعالیت و توانبخشی کمک کند.
باور غلط سیزدهم: فلج مغزی درمانپذیر نیست، پس توانبخشی فایدهای ندارد

واقعیت: در حال حاضر درمانی وجود ندارد که آسیب مغزی زمینهای فلج مغزی را بهطور کامل از بین ببرد، اما این موضوع با «قابل بهبود نبودن عملکرد» تفاوت دارد.
درمان و توانبخشی میتواند با توجه به شرایط فرد بر حفظ یا بهبود عملکرد، افزایش توانایی انجام فعالیتهای روزمره، مدیریت برخی مشکلات حرکتی، افزایش استقلال و مشارکت در زندگی تمرکز داشته باشد.
بر اساس CDC، هیچ درمان واحدی برای همه کودکان مبتلا به CP بهترین گزینه نیست و بسته به نیاز فرد ممکن است از ترکیبی از فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی، وسایل کمکی، ارتز، دارو یا بعضی مداخلات دیگر استفاده شود.
اگر منظور از «خوب شدن» این باشد که CP کاملاً از بین برود، چنین درمانی در حال حاضر وجود ندارد. اما اگر منظور کاهش محدودیتها و بهتر شدن عملکرد و کیفیت زندگی باشد، توانبخشی میتواند در این مسیر نقش داشته باشد.
برای آشنایی بیشتر با این موضوع، مطلب فیزیوتراپی فلج مغزی را مطالعه کنید.
باور غلط چهاردهم: فلج مغزی یک اختلال بسیار نادر است
واقعیت: فلج مغزی نادرترین اختلال حرکتی دوران کودکی نیست؛ بلکه CDC آن را شایعترین ناتوانی حرکتی در دوران کودکی معرفی میکند.
البته شدت آن میتواند بسیار متفاوت باشد. بعضی افراد محدودیتهای حرکتی خفیفی دارند و ممکن است در نگاه اول مشخص نباشد که به CP مبتلا هستند، در حالی که برخی دیگر با محدودیتهای حرکتی شدید و نیازهای پیچیده پزشکی و توانبخشی مواجهاند.
باور غلط پانزدهم: بعد از تشخیص فلج مغزی دیگر کاری از دست خانواده برنمیآید
واقعیت: تشخیص فلج مغزی پایان مسیر نیست؛ بلکه میتواند آغاز فرایند برنامهریزی برای حمایت از کودک و خانواده باشد.
نیازهای کودک ممکن است با رشد تغییر کند. ممکن است در یک مرحله هدف اصلی روی مهارتهای حرکتی، بازی و جابهجایی باشد و در مرحله دیگری موضوعاتی مانند استقلال، فعالیت بدنی، درد، خستگی، مشارکت در مدرسه یا آماده شدن برای بزرگسالی اهمیت بیشتری پیدا کند.
فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی، ارتزها، وسایل کمکحرکتی و سایر خدمات توانبخشی در صورت نیاز میتوانند بخشی از این برنامه باشند. مهم این است که خدمات بر اساس وضعیت و اهداف واقعی فرد انتخاب شوند، نه یک نسخه یکسان برای همه کودکان.
برای افرادی که به دلیل محدودیت حرکتی یا شرایط جسمی امکان مراجعه آسان به کلینیک ندارند، فیزیوتراپی در منزل نیز ممکن است در شرایط مناسب یکی از گزینههای توانبخشی باشد.
آیا با بزرگتر شدن کودک، نیازهای توانبخشی او تغییر میکند؟
بله. نیازهای توانبخشی در فلج مغزی الزاماً در تمام طول زندگی ثابت نمیمانند. در دوران کودکی ممکن است تمرکز روی رشد مهارتهای حرکتی، جابهجایی، بازی و انجام فعالیتهای روزمره باشد. با ورود به نوجوانی و بزرگسالی، موضوعاتی مانند حفظ عملکرد، درد، خستگی، فعالیت بدنی، سلامت مفاصل، استقلال، ارتباط و مشارکت اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
NICE نیز برای بزرگسالان مبتلا به CP بر پیگیری مداوم، ارتباط، فعالیت بدنی، زندگی مستقل، مشارکت اجتماعی و مسائل شغلی تأکید دارد. این موضوع نشان میدهد مراقبت از فرد مبتلا به CP نباید فقط به دوران کودکی محدود شود.
آیا فلج مغزی ارثی است؟
در بیشتر موارد، فلج مغزی یک بیماری تکژنی با الگوی وراثت ساده نیست. با این حال، پژوهشهای ژنتیکی جدید نشان دادهاند که عوامل ژنتیکی میتوانند در بخشی از موارد، بهویژه در بعضی موارد غیرمعمول یا با علت نامشخص، نقش داشته باشند.
بنابراین اگر پزشک در یک کودک الگوی غیرمعمول، سابقه خانوادگی یا علت نامشخصی را مشاهده کند، ممکن است ارزیابی ژنتیکی را نیز در نظر بگیرد. این موضوع با این ادعا که «فلج مغزی یک بیماری کاملاً ارثی است» تفاوت دارد.
نقش فیزیوتراپی در زندگی افراد مبتلا به فلج مغزی چیست؟
فیزیوتراپی برای همه افراد مبتلا به CP یک هدف یکسان ندارد. برنامه درمانی باید با توجه به سن، الگوی حرکتی، قدرت، تعادل، دامنه حرکتی، توانایی جابهجایی، درد، خستگی و اهداف عملکردی فرد تنظیم شود.
بسته به نیاز فرد، فیزیوتراپی میتواند شامل تمرینهای عملکردی، تمرین برای تعادل و جابهجایی، تقویت عضلات، حفظ دامنه حرکتی، تمرینهای مرتبط با راه رفتن و آموزش راهکارهای حرکتی باشد.
هدف فیزیوتراپی لزوماً «طبیعی کردن کامل حرکت» نیست. در بسیاری از موارد، هدف واقعبینانهتر این است که فرد بتواند فعالیت مورد نظرش را با عملکرد بهتر، استقلال بیشتر، خستگی کمتر یا ایمنی بالاتر انجام دهد.
همچنین نوع و شدت مداخلات باید با شرایط فرد تطبیق داده شود. یک برنامه مناسب برای کودکی که مستقل راه میرود با برنامه فردی که برای جابهجایی به ویلچر نیاز دارد یکسان نخواهد بود.
جمعبندی: واقعیت درباره باورهای غلط فلج مغزی
فلج مغزی یک وضعیت متنوع و مادامالعمر است و نمیتوان آینده یک کودک یا بزرگسال را فقط بر اساس تشخیص CP پیشبینی کرد. آسیب مغزی زمینهای پیشرونده نیست، اما علائم و عملکرد فرد میتوانند در طول زندگی تغییر کنند.
همچنین CP به معنی ناتوانی ذهنی، ناتوانی در راه رفتن، ناتوانی در برقراری ارتباط، نداشتن استقلال یا ناتوانی در تحصیل و اشتغال نیست. بعضی افراد به حمایت زیادی نیاز دارند و بعضی دیگر میتوانند سطح بالایی از استقلال و مشارکت در زندگی داشته باشند.
در حال حاضر درمانی برای حذف کامل آسیب مغزی زمینهای CP وجود ندارد، اما درمان و توانبخشی میتوانند برای حفظ یا بهبود عملکرد و افزایش مشارکت فرد در فعالیتهای روزمره به کار گرفته شوند. به همین دلیل، بهجای تمرکز بر پیشبینی یک آینده ثابت، بهتر است نیازهای فرد در مراحل مختلف زندگی بهطور منظم ارزیابی و برنامه درمانی متناسب با آن تنظیم شود.
برای توانبخشی فلج مغزی راهکارهای مختلفی وجود دارد
اگر برای کودک یا بزرگسال مبتلا به فلج مغزی درباره فیزیوتراپی و توانبخشی سؤال دارید، میتوانید برای بررسی شرایط و هماهنگی نوبت با فیزیوتراپی در پاسداران تماس بگیرید.
سؤالات متداول درباره باورهای غلط فلج مغزی
آیا فلج مغزی با افزایش سن بدتر میشود؟
آسیب مغزی زمینهای در CP پیشرونده نیست، اما علائم و عملکرد فرد ممکن است در طول زندگی تغییر کند. درد، ضعف، خستگی، مشکلات اسکلتیعضلانی و تغییر سطح فعالیت میتوانند روی عملکرد اثر بگذارند.
آیا کودکان فلج مغزی خوب میشوند؟
اگر منظور از «خوب شدن» از بین رفتن کامل آسیب مغزی زمینهای باشد، در حال حاضر چنین درمانی وجود ندارد. اما توانبخشی و سایر مداخلات میتوانند به بهبود یا حفظ عملکرد، استقلال و مشارکت کودک کمک کنند.
آیا همه کودکان CP میتوانند راه بروند؟
خیر. برخی کودکان بدون وسیله کمکی راه میروند، برخی به وسایل کمکحرکتی نیاز دارند و بعضی دیگر ممکن است برای جابهجایی بیشتر به ویلچر وابسته باشند. توانایی راه رفتن در هر فرد باید جداگانه ارزیابی شود.
آیا افراد مبتلا به فلج مغزی اختلال ذهنی دارند؟
نه لزوماً. برخی افراد مبتلا به CP مشکلات شناختی یا یادگیری دارند و برخی دیگر ندارند. همچنین مشکل در گفتار همیشه به معنی اختلال شناختی نیست.
آیا افراد مبتلا به CP میتوانند زندگی مستقل داشته باشند؟
بله، اما میزان استقلال در افراد متفاوت است. بعضی افراد مستقل یا با کمک محدود زندگی میکنند و بعضی دیگر به حمایت و مراقبت بیشتری نیاز دارند. وسایل کمکی، مناسبسازی محیط و خدمات توانبخشی میتوانند به افزایش استقلال کمک کنند.
طول عمر کودکان فلج مغزی چقدر است؟
عدد ثابتی برای همه افراد وجود ندارد. بسیاری از افراد مبتلا به CP به بزرگسالی میرسند، اما در موارد همراه با اختلالات شدید جسمی و مشکلات پزشکی متعدد، خطر عوارض و کاهش طول عمر میتواند بیشتر باشد.
آیا فلج مغزی ارثی است؟
فلج مغزی معمولاً یک بیماری تکژنی با الگوی وراثت ساده نیست، اما عوامل ژنتیکی میتوانند در بخشی از موارد نقش داشته باشند. در برخی موارد غیرمعمول یا با علت نامشخص، پزشک ممکن است ارزیابی ژنتیکی را پیشنهاد کند.
آیا فرد مبتلا به فلج مغزی میتواند ازدواج کند و بچهدار شود؟
فلج مغزی بهتنهایی مانع ازدواج یا تشکیل خانواده نیست. برخی افراد مبتلا به CP صاحب فرزند میشوند، اما شرایط جسمی و بیماریهای همراه میتوانند بر مراقبتهای دوران بارداری اثر بگذارند و در صورت برنامهریزی برای بارداری، مشاوره پزشکی اهمیت دارد.
بفرست برای کسی که نیاز داره ببینه . . .
بیشتر در این رابطه بخوانید
آخرین مقالات در فیزیوتراپی دایان


